نمانده؛ و آثار داويد كه به زبان فرانسه نوشته شده است و از اين رو، درخور سرزنش بود، سوزانده شد؛ ما عقايد آنان را بهطور غير مستقيم از طريق آثار مخالفانشان ميشناسيم.
فلسفهٴ آموري در 1204، از سوي دانشگاه پاريس مورد سانسور قرار گرفت و در 1207، پاپ اينوسان سوم آن را مردود شناخت. با اين همه، آيين آموري يا آمالريكي پيروان زيادي يافت و آنان وحدت وجود اصلي را با ساير افكار باطني و اشراقي درآميختند؛ در 1210، شوراي كليسايي پاريس ده تن از آنان را به مرگ محكوم ساخت و اين مصادف با زماني بود كه فرمان داده شد تا جسد آموري از مقبرهاش بيرون آورده شود. دوام اين بدعت از آن جا معلوم ميشود كه اينوسان سوم لازم ديد در شوراي چهارم لاتران (رم 1215)، بار ديگر آن را محكوم كند. مقايسهٴ اين آموزههاي وحدت وجودي با افكار رازگرايي كه مقارن همان زمان، از جنوب ايتاليا فرا ميرسيد بسيار جالب است. آثار يوآكيم فلوريسي كالابريايي (نيمهٴ دوم سدهٴ دوازدهم)، در نيمهٴ اول سدهٴ سيزدهم، خصوصاً در ميان سختگيرترين فرانسيسيان رواج خاصي يافت و بدان سوي كوههاي آلپ نفوذ كرد. افكار يوآكيمي تا 1255، رسماً محكوم نشد و بهطور مستقيم يا غيرمستقيم الهامبخش ادبيات وسيعي گرديد.
دربارهٴ اِبِرهارد بتّوني و جان گارلندي ¿ فصل مربوط به زبانشناسي در ذيل.
ايجاد دادگاههاي تفتيش عقايد1
انسان طبعاً در برابر عقايد و گرايشهاي معنوي همسايگانش ناشكيبا و نابردبار است. اين نابردباري جز جنبهاي از گرايش انسان به زندگي در جمع نيست، كه خود هنوز عامل مهمي در ثبات تمدن است، و بنابراين از شرايط پيشرفت بهشمار ميرود. جامعهٴ انسانهاي بدوي تاب تحمل چندين رهبر را نداشت، زيرا آنان را از ميان ميبردند، مگر چند تن را كه مورد نياز فوريشان بود. اين مطلب هنوز هم در مقياسي هرچه كوچكتر در جوامع متمدن صادق است. از اين رو، ميتوان انتظار داشت كه در طول تاريخ بشر اشكال متعدد دادگاه تفتيش عقايد اهل بدعت و اعدام جمعي و فردي آنان وجود داشته باشد. آنچه محتاج توضيح است دادگاههاي تفتيش عقايد نيست، بلكه لحظههاي نادر بردباري كامل انسانها در برابر گرايشهاي ديگران است.
با اين حال، جالب است كه در اوايل قرون وسطا تعقيب بدعتگذاران تنها در موارد نادري (مثلاً در مورد مانويان) سخت و خشونتبار بود. حتي ميتوان گفت كه مجازات مرگ در مورد جرايم ديني تا پايان سدهٴ دوازدهم، در اروپاي مسيحي مرسوم نشده بود. شخصي كه بيشترين مسئوليت را از لحاظ متداول ساختن آن مجازات برعهده داشت اينوسان سوم (پاپ از 1198 تا